بُرشی از کتاب «من محافظ حاج قاسمَم»| اولین روز، اولین کلاس

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، کتاب «من محافظ حاج قاسمم» که در قالب داستان کوتاه(مینیمال) به قلم هاجر پورواجد به نگارش در آمده، به خاطرات شفاهی شهید از خانواده، دوستان، همکاران و همرزمان پرداخته است. این کتاب یکی از مجموعه کتابهای «محافظان آسمانی» است که برای سه تن از محافظان همراه با شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغدادبه نگارش در آمده است.
بخشی از این کتاب را با هم میخوانیم:
به روایت مادر شهید
خانهی ما نزدیک مدرسه بود، این خیابان، هم مدرسه داشت، هم دبیرستان و هم دانشگاه تربیت معلم. با خودم گفتم: «وحید از اول ابتدایی وارد این خیابون میشه و با مدرک دانشگاه فرهنگیان فارغ التحصیل میشه.» وحید را در مدرسهی ابتدایی شهید باقری ثبت نام کردم و برایش لوازم التحریر خریدم و گذاشتم در کیفش، مدرسه روپوش یشمی خوشرنگی معرفی کرده بود؛ آن را هم برایش گرفتم.
وحید صبح زود از خواب بیدار شد. تیک تیک ساعت را میشمرد تا به هفت برسد. یک دست لباس به همراه روپوش مدرسه تنش کردم. کوله پشتی را روی دوش انداخت و کفشهایش را پوشید و راه افتاد. خیلی بامزه شده بود. پسرم حمید، آن زمان دوم دبیرستان بود. او هم همراه ما آمد. همگی ذوق داشتیم. مادران به همراه کودکانشان راهی مدرسه شده بودند.
یکی از مادران وحید را به پسرش نشان داد و گفت: «ای وای این هم میخواد بره مدرسه؟ با این کوچولوموچولوییش؟» وحید کج شد و نگاهی به من انداخت، سینه اش را سپر کرد، دستم را رها کرد، تند و تیز رفت و از آنها جلوتر افتاد.
انتهای پیام/